الشهيد الثاني (مترجم: مجد الادباء خراسانى)
131
مسكن الفؤاد (تسلية العباد) (فارسى)
« هاه هاه « 1 » » گفتند : يا رسول الله ! مقصود ازين آواز چه بود ؟ فرمود : « شوق الحبيب الى حبيبه » « 2 » « شوق دوست به سوى دوست خود . » و چون سعد بن معاذ - رضى الله عنه - وفات يافت ، آن حضرت بر او گريان شد و روزى آن حضرت به مادر سعد فرمود : « الا يرقأ دمعك و يذهب حزنك فان ابنك يهتزّ له العرش . » : « آيا اشك تو باز نمىايستد و اندوه تو به پايان نمىرسد ؟ براى پسرت عرش لرزان شد . » « گفته شده است از چشم مبارك حضرت مقدس نبوى - صلى الله عليه و آله - اشك جارى مىشد و روى انور را مسح مىفرمود و صداى آن بزرگوار شنيده نمىشد . « 3 » و از براء بن عازب است كه گفت : در آن ميان كه ما با پيغمبر خداى - صلى الله عليه و آله - بوديم ، نظر انورش بر جماعتى افتاد و فرمود : « على ما اجتمعوا هؤلاء ؟ » فقيل على قبر يحفرونه ، قال فبدر رسول الله - صلى الله عليه و آله و سلم - و بين يديه اصحابه مسرعا حتى انتهى الى القبر فحثا عليه قال فاستقبلته من بين يديه لا نظر ما يصنع فبكى . حتى بلّ الثرى من دموعه ثم اقبل علينا فقال « اخوانى لمثل هذا فأعدّوا » « 4 » . « براى چه كار اين گروه فراهم آمدند ؟ گفتند : بر قبرى كه آن را فرو مىبرند . پس حضرت بشتافت و اصحاب در پيش روى او بودند و بر سر قبر تشريف داد . پس به دو زانوى مبارك بر آن قبر نشستند . پس از پيش روى آن بزرگوار ، در آمدم تا ببينيم چه مىكند . ديدم گريست به قدرى كه خاك از آب چشم مباركش تر شد ، پس از آن روى به ما آورد و فرمود : براى چنين هنگامى تهيه نماييد . و از آن حضرت است كه فرمود : « العبرة لا يملكها احد ، صبابة المرء على اخيه . » « 5 » : « گريه را كسى مالك نمىتواند شد از جهت دلسوزى مرد بر برادرش . » و چون پيغمبر خداى - صلى الله عليه و آله - از احد به سوى مدينه بازگشت ، حمنه بنت جحش خدمت آن حضرت آمد و مردم او را از مرگ برادرش عبد الله بن جحش خبر دادند . گفت : إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ و آمرزش براى او خواست . باز خبر مرگ خالش را رساندند ، إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ گفت و طلب آمرزش براى او نمود . پس از آن ،
--> ( 1 ) كنايه از صداى گريه است . ( 2 ) مكارم الاخلاق : 22 . ( 3 ) مسند احمد 6 : 456 المستدرك على الصحيحين 3 : 206 ؛ الجامع الكبير 1 : 360 . ( 4 ) مسند احمد 4 : 294 ؛ سنن ابن ماجه 2 : 1403 . ( 5 ) الجامع الصغير 2 : 113 ؛ الدر المنثور 1 : 158 .